ابن هشام الحميري ( مترجم : سيد هاشم رسولى محلاتى )

38

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي )

( 1 ) چون او مردى فهميده و با كمال و دانشمند بود از اين رو من اميدوار بودم كه نور اسلام در دلش تابش كند و به اين آئين مقدس هدايت شود و اكنون كه مشاهده مىكنم در حال كفر كشته شده و پيش از آنكه بدين اسلام هدايت شود از اين جهان رفته اندوهگين شدم ! . رسول خدا صلى اللّه عليه و آله درباره‌اش دعاى خير كرد و او را مورد تفقد قرار داد . و پس از اينكه تمامى آنها را ميان چاه ريختند رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بالاى چاه آمده و آن كشته‌گان را مخاطب قرار داده فرمود : اى ساكنين چاه ! اى عتبة بن ربيعه ، اى شيبة بن ربيعه ، اى امية بن خلف اى ابو جهل . . . - و يك يك آنها را برشمرد - آيا وعدهء پروردگار را حق يافتيد ؟ من كه وعدهء پروردگارم را حق يافتم . و در پارهء از روايات است كه در ابتداء فرمود : راستى كه شما بد فاميلى براى پيامبرتان بوديد ، زيرا شما مرا تكذيب كرديد و ديگران مرا تصديق نمودند ، شما از وطن و ديارم آواره كرديد و ديگران پناهم دادند ، شما بجنگ من آمديد و ديگران ياريم كردند . . . سپس بدنبال آن فرمود : آيا وعدهء پروردگار را دربارهء خود حق يافتيد . . . تا به آخر . اصحاب عرض كردند : يا رسول اللّه ! آيا با مردگان سخن ميگوئى ؟ فرمود : آنها به خوبى سخنان مرا شنيدند . و در روايت ديگرى است كه فرمود : شما سخنان مرا بهتر از آنها نمى - شنويد ( و آنها نيز مانند شما مىشنوند ) ولى ياراى پاسخ دادن مرا ندارند . پس از اين جريان حسان بن ثابت ( شاعر معروف ) پيش آمده دربارهء كشتگان قريش و گفتگوى رسول خدا صلى اللّه عليه و آله با آنها اشعارى گفت [ ( 1 ) ] در ميان كسانى كه از لشگر قريش كشته شدند چند تن از جوانان بودند

--> [ ( 1 ) ] براى اطلاع از متن اشعار مزبور بصفحهء 639 ج 1 سيرة مراجعه شود .